خرید بک لینک

این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «حاشیه نشینی در سنندج» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

جناب دکتر باینگانی شما نیز به عنوان یک جامعه شناس اهم ویژگی های حاشیه نشینی را عنوان و ارزیابی خود را از شرایط زیستی حاشیه نشینان بیان فرمایید؟

حاشیه نشینی نوعی از وضعیت زندگی شهری است که در کشورها و جوامع مختلف مفاهیم متفاوتی را برای بیان آن بکار می­برند. به معنای دقیق­تر می­توان گفت مناطق زاغه‏‏نشین، آلونک‌نشین، کپرنشین و در مفهوم کلی‌تر حاشیه‌نشین و یا سکونتگاههای غیر رسمی، بخش‌های مورد غفلت واقع شده‌ای از شهر هستند که شرایط زندگی در آنجاها به شدت پایین است. به لحاظ اقتصادی شغل اکثر ساکنین حاشیه­ها مشاغل کم منزلتی مثل دستفروشی، کارگر ساختمانی، نظافتچی و . . .. است. در مناطق حاشیه نشین اصلاً زمینه­های اشتغال فراهم نیست، برای همین به شدت با بیکاری مواجه هستیم و از سوی دیگر ساکنین آن معمولاً افرادی فاقد مهارتهای لازم برای کار هستند. همین مسئله  موجب تراکم فقر در این مناطق شده است.

به لحاظ فرهنگی نیز مهمترین ویژگی این گونه مناطق ر را با الهام از اسکار لوئیس، مردم شناس آمریکایی، می­توان غلبۀ فرهنگ فقر نامید. این ویژگی فرهنگی مخصوصاً در نسل اول حاشیه نشین­ها کاملاً مشهود است که مهمترین معرف­های آن تحصیلات پایین و میزان اندک فرهنگ شهرنشینی است. علاوه براین، ناهمگونی فرهنگی یکی دیگر از ویژگیهای مردمان این مناطق است که خود دارای ابعاد قومیتی، مذهبی، و سبک زندگی است. ویژگی­هایی که می­تواند زمینه ساز انواع آسیبها باشد و نیازمند مدیریت فرهنگی خاصی است. آخرین ویژگی فرهنگی این مناطق فقدان امکانات فرهنگی است که جلوه­های آن را می­توان در فقدان مدارس مناسب، نبود کتابخانه، سینما و کافه کتاب، و کمبود کلاسهای آموزشی مشاهده نمود. به همین منوال، این نوع از زندگی به لحاظ کالبدی و زیستی نیز ویژگیهای خاص خود را دارد که آن را از سایر مناطق و مخصوصاً مناطق متوسط و بالای شهر متفاوت می­سازد. این تفاوت­ها را بطور کلی در مقولۀ محرومیت امکانات و منابع می­توان خلاصه نمود که به معنای تراکم جمعیتی بالا، مسکن­های ناقص، تراکم ساختمانی بالا،  زیرساخت ارتباطی نامناسب، فقدان فضای سبز کافی، کمبود امکانات بهداشتی، فقدان امکانات تفریحی و ورزشی و محدودیت در تسهیلات شهری است.

 - چه علل و عواملی سبب ایجاد بافت حاشیه  می­گردد؟

حاشیه نشینی متاثر از عوامل متعددی در سطح محلی، منطقه­ای و جهانی است. از میان همه­ی این فاکتورها می‌توان به مهاجرت سریع روستایی به شهر، عدم موفقیت سیاست‌های دولتی، افزایش فقر و نابرابری شهری و روستایی، رشد جمعیت و جهانی­سازی اشاره کرد.  در نتیجۀ این عوامل مردم بیشتری از مناطق روستایی به شهرها مهاجرت می‌کنند، اما مناطق شهری به اندازه کافی توسعه نمی‌یابند و خانه‌های کافی و ارزان قیمت برای مهاجرین ارائه نمی‌کند و در واقع شهرداری ها قادر به ارائه مسکن مناسب نیستند. بنابراین، مهاجران مجبور به اشغال سکونتگاه‌های غیرقانونی در مناطق حاشیه شهری، در کنار راه آهن و رودخانه‌ها و یا در مناطق خطرناک دیگر می­شوند و  زاغه‌ها و حلبی آباد­ها گسترش می‌یابد.

- پیامدها و تبعات سوء ناشی از حاشیه نشینی کدام ها هستند؟

حاشیه نشینی و زندگی در مناطق حاشیه نشین، با خود تبعات خاصی را به همراه دارد. یکی از مهمترین این تبعات بی سازمانی اجتماعی است. بی سازمانی اجتماعی به وضعیتی گفته می­شود که در آن جامعه از افرادی تشکیل شده که هیچ نوع رابطۀ منسجم معنادار یا اخلاقی با هم ندارند. در این وضعیت، بواسطۀ مهاجرت و جابه جایی سریع سازمان­هایی مثل خانواده، اجتماع محلی و حتی سازمانهای دینی که زمانی حس هویت روانی، رفتار اجتماعی و یقین اخلاقی را در فرد بوجود می­آوردند تضعیف می­شوند و فرد دچار نوعی سردرگمی در  رفتار و معنا دهی به زندگی می­شود. علاوه براین، بی تعلقی مکانی یکی دیگری از تبعات حاشیه نشینی است. معمولاً افرادی که در مناطق حاشیه نشین زندگی می­کنند تمایل به نقل مکان از آن منطقه را دارند و احساس تعلقشان به حاشیه بسیار کم است. این فقدان تعلق خود به بی تفاوتی اجتماعی، عدم مشارکت در امور محلی و قانون گریزی خواهد انجامید. پیامد دیگر زندگی در حاشیه انگ و بدنامی حاصل از آن است. زندگی در شرایط بد اقتصادی، اجتماعی و زیستی نوعی از بدنامی و انگ زنی از سوی دیگران را به همراه دارد. این انگ که خواسته و ناخواسته از سوی نهادها و رسانه­ها بازتولید می­شود موجب ایجاد نوعی حس شرمساری از خویشتن در ساکنین این مناطق می­گردد و در نتیجه میزان رضایت و تعلق مکانی ساکنین را کاهش می­دهد. تجربۀ تبعیض اداری و شهری، یکی دیگر از مهمترین پیامدهای ناشی از سکونت در مناطق حاشیه نشین است. جلوه­های این نگاه تبعیض آمیز و بی توجهی به مناطق حاشیه نشین را می­توان در فقدان زیرساخت­های شهری در زمینۀ بهداشت، فضای سبز، و بطور کلی امکانات شهری مشاهده نمود.

- عمده ترین آسیب های اجتماعی حاصل از پدیده­ی حاشیه نشینی را عنوان نمایید؟

یکی از نکاتی که معمولاً موجب سو تفاهم در مورد مناطق حاشیه نشین می­شود برجسته سازی آسیب­های اجتماعی در این مناطق و مکانیسم زدایی و بستر زدایی از آن است. واقعیت آن است که بستر و شرایط موجود در مناطق حاشیه نشین و مکانیسم­های موثر در شکل گیری آن در هر محیط یا مکان دیگری باشد زمینه ساز آسیب­های اجتماعی زیادی خواهد بود و مناطق حاشیه نشین هم از این امر مستثنی نیستند. بطوریکه بر اساس آمارها هم، سهم بالایی از وقوع جرم و جرائم در کشور به حاشیه­نشینان اختصاص یافته است. بر این اساس تحقیقات نشان داده است که در مناطق حاشیه نشین، با توجه به شدت و اولویت شاهد آسیب­های اجتماعی خاصی مثل بیکاری، اعتیاد، زنان سرپرست خانوار، فروش مواد مخدر، ولگردی، تکدی گری، سرقت، فساد و فحشا، کودکان کار، خانواده­های بدسرپرست، دعوا و نزاعهای خیابانی، کلاهبرداری، فروش و مصرف مشروبات الکلی، مزاحمت­های خیابانی، همسر آزاری، خیانت زناشویی، کودک آزاری، کارتن خوابی و مسئلۀ خودکشی هستیم.

- چگونه و با چه مکانیسمی می توان مناطق حاشیه را با استانداردهای شهری تجهیز کرد؟

بر مبنای اصول  رئالیسم انتقادی، فرآیند حاشیه­نشینی به عنوان یک مداخله در نظام اجتماعی پیچیده­تر و از منظر هستی­شناختی دارای ماهیتی چندگانه و نیازمند توجه به ساختارها، زمینه­های متفاوت و مکانیزم­های متنوع درون هر یک ازساختارها است. از این رو به جای اتخاذ رویکردی اخلاقی و یا امنیتی می­بایست با اتخاذ رویکردی رئالیستی بسترهای و مکانیسم­های زمینه ساز حاشیه نشینی را نشانه گرفت. بر این اساس مطالعات داخلی و خارجی نشان می­دهد آخرین رویکرد در انجام مداخله در مناطق حاشیه نشین رویکرد توانمند سازی است. البته برخلاف تصور معمول، منظور از توانمندسازی تنها انجام آموزشهای سطحی ساکنین حاشیه­ها نیست. بلکه در توانمندسازی نخست می­بایست بسترهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی لازم برای یک زندگی حداقلی در حاشیه را فراهم نمود و سپس سراغ آموزش اصول شهرنشینی و شهروندی رفت. بر این اساس مهمترین اقداماتی که در مناطق حاشیه نشین باید انجام داد به قرار زیر است: 1) آسفالت خیابان­ها و معابر 2)  رفع بیکاری و ایجاد زمینه­های شغلی 3)  احداث بیمارستان  4) ایجاد پارک و فضای سبز 5) برقراری امنیت 6) حل مسئله ترافیک 7) تلاش برای زدودن بدنامی 8)احداث کتابخانه، فضای آموزشی، ومجتمع­های تفریحی و ورزشی  9) ترویج و آموزش فرهنگ شهرنشینی

- مهمترین راهکارها جهت جلوگیری از گسترش حاشیه نشینی را تبیین فرمایید؟

همانطور که گفته شد، علل، بستر و مکانیسمهای مختلفی در رشد و گسترش حاشیه نشینی دخیل است. در میان مهمترین اقدام کاهش نابرابری میان شهر و روستا است. تا زمانی که کمترین امکانات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در مناطق روستایی وجود دارد وهمۀ امکانات در مناطق شهری متمرکز است همچنان شاهد گسترش مهاجرت و در نتیجه حاشیه نشینی خواهیم بود. علاوه براین، توجه رسانه­ها به زندگی شهری و تبلیغ آن در رسانه­های مختلف به عنوان یک نوع سبک زندگی متعالی گروههای اجتماعی خاصی مثل زنان و جوانان را بیش از پیش به زندگی شهری سوق و از زندگی در روستا بیگانه خواهد ساخت. در ضمن زیبای شناسانه کردن زندگی روستایی دردی را دوا نخواهد کرد، امری که خیلی از رسانه­ها انجام می­دهند و با آرمانی سازی زندگی روستایی نوعی حس نوستالوژیک موقت در مهاجران، حاشیه نشین­ها و شهر نشین­ها بوجود می­آورند. این نگاه، همان نگاه ایده­آلیستی است که به شرایط انضمامی زندگی امروزی توجهی ندارد. در جهانی که موفقیت، فردگرایی، مصرف گرایی، رفاه طلبی، و . . . ارزشهای زندگی بسیاری از افراد را تشکیل می­دهد، دیگر نمی­توان با آرمانی­سازی افراد را به زندگی در روستاها دلخوش نمود. از طرف دیگر، تحقیقات نشان داده است بخش زیادی از ساکنین مناطق حاشیه نشین، افرادی هستند که به دلیل ناتوانی­ها و ورشکستگی­های مالی به جای زندگی در مناطق متوسط و بالای شهر، به مناطق حاشیه نشین روی می­آورند. در این زمینه دولت، به عنوان مهمترین نهاد سیاستگذار، می­بایست با حمایت و توانمندسازی این گونه اقشار، از ورود آسیبهای جدی به آنها و اجبار آنها به سکونت در این مناطق جلوگیری کند. در عین حال، می­بایست همۀ دستگاهها مواظب باشند که با اقدامات خود موجب بدنامی و انگ زنی بیشتر به مناطق حاشیه نشین نشوند، چون این مسئله زمینه ساز هجوم بیشتر کجروان و مجرمان به این مناطق خواهد شد. در سطح سازمانی نیز، سازمانهای دایر در مناطق حاشیه نشین می­بایست از بهترین و متعهدترین نیروهای خود در این مناطق استفاده کنند، نیروهایی که خود در مناطق حاشیه نشین سکونت داشته و تمام تلاش خود را به دور از هرگونه فساد اداری، صرف بهبود مردمان آنجا سازند. در نهایت اینکه در زمینۀ سیاستگذاری می­بایست مواظب ارائۀ تعمیم­های ناقص باشیم. منظور از تعمیم­های ناقص این است که، مناطق حاشیه نشین علارغم شباهتهای خاص، تفاوتهای عمده­ای نیز با هم دارند. بنابراین، می­بایست برای هر منطقۀ حاشیه نشین، بر اساس مطالعات کارشناسی و نیز دانش بومی، برنامۀ خاصی را با توجه به پیچیدگی­های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، محیطی و تاریخی آن محیط  تهیه و ارائه نمود. 

برچسب: نویسنده: آرمان اسدی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 6:00

صفحه بندی