از مرگ حقیقی تا اصالت زدایی از مرگ

خرید بک لینک

در بستر جامعه پیشا مدرن، مرگ بر زندگی غلبه داشت. انسانxadها همواره به مرگ میxadاندیشیدند و ادیان نیز انسان را به این مسئله دعوت میxadکردند. در این بستر، مرگ افراد در داخل خانواده اتفاق میxadافتاد، و انسان نوعی بعد از تجربۀ کامل زندگی، خود را آماده مرگ میxadکرد و بعد از انجام وصیتxadهای لازم، در حالیکه همهxadی بستگان نزدیک دور بالین فرد محتضر را گرفته بودند، چشمان خود را میxadبست و زندگی را بدرود میxadگفت. این تصویر، همان تصویر ایدهxadآلی است که از مرگ در جامعهxadی سنتی به ما رسیده است و جزء در مواردی استثنایی همانند بیماریxadها، جنگxadها و یا سایر حوادث طبیعی، مرگ معمولاً بدین شکل فرا میxadرسید. در بستر پیشا مدرن، مرگ اصل زندگی است و زندگی با مرگ معنا پیدا میxadکند. در این بستر، اعتقاد بر آن است که زندگی واقعی بعد از مرگ شروع میxadشود. در مجموع، انسانxadها مردهxadاند و تنها با مرگ است که زنده و هشیار میxadگردند.

اما گذار به جهان مدرن گسستی اساسی در نگرش نسبت به زندگی و مرگ ایجاد کرد. فرایند سکولاریزاسیون پیوند میان مرگ و دین را گسست و با اینکار آن را به پدیدهxadای فیزیولوژیک تقلیل داد. تخصصی شدن نهادها، مرگ را از پستوی خانهxadها بیرون آورد و آن را به داخل نهادهای تخصصی، و مخصوصاً بیمارستان منتقل کرد( الیاس، 1385). مرگ از انظار عمومی پنهان شد و به دیگری زندگی تبدیل گردید. در زندگی مدرن، برعکس زندگی پیشامدرن، زندگی، حیات، پیشرفت و موفقیت اصل اساسی است. پس هر آنچه که در تقابل با این اصول قرار دارد، یعنی اموری مثل مرگ، بیماری، دیوانگی، سالمندی و . . . . به حاشیه رانده شده و سرکوب شدند. این دیگری، به مثابه امر واقعی اگرچه هر از چندگاهی به امر نمادین حمله میxadآورد، و موقتاً در آن شکاف ایجاد میxadکند اما به خاطر هجمۀ همه جایی امر نمادین، به سرعت به فراموشی سپرده میxadشود و امر روزمره بر زندگی مدرن حاکم میxadگردد. درواقع اگر چه همه مرگ را میxadبینند، اما انسان مدرن فکر نمیxadکند که این قاعده در مورد خودش نیز صدق میxadکند. جذابیت زندگی مدرن، که بیش از همه از نوآوری و تغییرات آن ناشی میxadشود، باعث میxadگردد که هیچ گاه انسان مدرن از زندگی سیر و اشباع نشود، و همواره چشم به راه چیز جدیدی باشد، پس حتی در آخرین روزهای زندگی نیز چیزهای بسیاری هست که این انسان پابه سن گذاشته تجربه نکرده و در نتیجه یا چشمان باز میxadمیرد( وبر، 1384: 162). اما سویۀ مهمتر زندگی در جامعهxadی مدرن، کلایی شدن و نمایشی شدن مرگ است. بطوریکه اگر در جامعه پیشا مدرن، مناسک پیرامون مرگ بر تداوم و اهمیت جامعه در مقابل فرد تاکید داشت، اما در وضعیت جدید، مناسک مرگ، در خدمت اهداف دیگری است. ما امروز بیشتر از مرگ متاثر میxadشویم، چون بیشتر مرگ از زندگی فردی و اجتماعی ما حذف و سرکوب شده است و به همان نسبت مناسک مربوط به مرگ اهمیت بیشتری می یابد. هنگامی معنای سنتی مرگ از صحنه خارج میxadگردد، نمایشی شدن مرگ جای آن را میxadگیرد. چیزی که به میانجی آن افراد، بیش از پیش تلاش میxadکنند جایگاه اجتماعی خود را استحکام بخشند و با مدیریت بدن مرزهای میان خود و دیگران را ترسیم کنند. این مسئله تا نوشتهxadهای روی سنگ مزار و جدیداً نیز اهداء عضو ادامه میxadیابد. جاییکه همگان تلاش دارند با بهره گیری از اشعار و جملات زیبا و عامه پسندتر، رقابت را به دیگران واگذار نکنند. در نهایت اما، مرگ سویهxadی کالایی شدن نیز دارد. با معنازدایی از مرگ، اقتصادِ مرگ بطور روز افزونی معنا پیدا کرده است. مرگ دیگر برای بسیاری معنایی صرفاً اقتصادی دارد و مشاغل بسیاری حول و حوش آن ایجاد میxadگردد، از گورکنی و کفن و دفن گرفته تا هزینهxadهای سرسام آور خرید زمین و البته مراسمات مربوط به مرگ. مرگ در دنیا مدرن در زیر آوار تغییرات و نوآوری، تخصصی شدن، نمایشی شدن و کالایی شدن معنای خود را از دست داده است. امروزه مرگ بیش از پیش از صحنۀ زندگی واپس رانده شده و بی اصالت گشته است.

فهرست منابع

- الیاس، نوربرت(1385)، تنهایی دم مرگ، ترجمه امید مهرگان و صالح نجفی، تهران، نشر گام نو

- وبر، ماکس(1384)، دین، قدرت و جامعه، ترجمه احمد تدین، تهران، نشر نی


فرهنگ و جامعه...

ما را در سایت فرهنگ و جامعه دنبال می‌کنید

برچسب: مرگ,حقیقی,اصالت,زدایی,مرگ, نویسنده: بازدید: 189 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:06

صفحه بندی