تجربهxad ی بیماری و قانون تیمار وارونه
از مسافرت که برگشتیم همسرم مریض شد و برای همین در صبح یک روز تعطیل رسمی مجبور شدیم که به بیمارستان برویم. بعد از اینکه به بیشتر بیمارستانها زنگ زدیم که آیا متخصصی در زمینهxadی بیماری ما دارند یا نه، بالاخره تصمیم گرفتیم به نزدیکترین بیمارستان در دسترس مناطق پایین شهر برویم، چون میxadدانستم آنجا بیمار بیشتر است و حتماً بیمارستان هم باز است. بر همین اساس راه افتادیم، نزدیک بیمارستان که رسیدم از دور تراکم ماشینها خوشحالم کرد که حتماً بیماستان باز است و پرسنل هم مشغول کارند. اما نزدیکتر که شدم مشکل همیشگی، جای پارک خودش را نشان داد و مجبور شدم در جاییکه توقف و ایستادن ممنوع بود پارک کنم، چون چند نفر دیگر پارک کرده بودند و البته خبری هم از برگهxadهای جریمه روی شیشه جلویی ماشین آنها نبود!
فرهنگ و جامعه...ما را در سایت فرهنگ و جامعه دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 168